ضرورت کسب تحصیلات عالیه برای زنان
خانواده مهمترین رکن از ارکان اجتماع است و پیریزی اصلی و درست آن نقش بسیار مهم و پررنگی در سلامت و صحت نفس جامعه دارد؛ هر اندازه که شکلگیری بنیان خانواده با تعقل و درایت بیشتری صورت گیرد، دوام، پایداری و کیفیت روابط در درون خانواده از عمق بیشتری برخوردار بوده و اعضای آن احساس آسودگی و رضایت خاطر بیشتری خواهند کرد؛ یکی از مبادی این تصمیمگیری درست و عاقلانه، درجه فهم و بینش دو رکن اصلی تشکیل دهنده خانواده یعنی زن و مرد میباشد.
افزایش سطح تحصیلات عالیه را اگرچه نمیتوان به عنوان عاملی صد در صد در افزایش بینش افراد دانست، اما پژوهشهای صورت گرفته نشان داده است که این امر از نقش پر رنگی برخوردار است. سوالی که در اینجا ممکن است مطرح شود این است که لزوما افزایش سطح تحصیلات برای زنان تا چه اندازه مهم است و یا آیا اصولا در زندگی خانوادگی تاثیرگذار هست یا خیر؟
در این مقاله تلاش برآن است تا ضمن تبیین ضرورت علمآموزی برای زنان، به درجه اهمیت آن بر اساس تعالیم الهی و قانون اساسی پرداخته شود و روشن شود که براساس رسالت زن در درون خانواده و اجتماع چه رشتههایی در سطوح عالی تحصیلی برای زن مناسب میباشد.
علم آموزی براساس تعالیم دینی
ضرورت و فراگیری علم از دیدگاه اسلام ضرورتی مطلق است؛ نه قید افرادی دارد، نه زمانی، نه قید مکانی و نه هیچ قید و محدودیتی دیگر. در حدیث بسیار مشهور و معروف رسول اعظم (صل الله علیه و آله و سلم) نقل است: «علمآموزی بر هر مسلمانی واجب است.» این حدیث اختصاص تحصیل علم به طبقه یا صنف یا جنس خاص را رد کرده، آن را از واجبات عمومی همه مسلمانان بر میشمارد. حدیث «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ زگهواره تا گور دانش بجوی،» محدودیت زمانی را برای تحصیل علم از میان بر میدارد. حدیث «دانش را بیاموزید، هر چند در چین باشد.» طلب علم را وظیفهای میداند که جا و مکان خاصی نمیشناسد و احادیثی مانند «حکمت، گمشده مؤمن است، پس آن را فراگیرید هر چند در دست منافق باشد.» محدودیت از حیث معلم را نفی میکند. البته در جایی که انسان در صحت مطلبی تردید دارد و خود نیز در آن زمینه توانایی تشخیص حق و باطل را ندارد، به حکم عقل سلیم نباید سخن هر استاد و معلمی را بپذیرد. در این موارد باید دقت کند که تحت تأثیر و تلقین چه فرد یا افرادی قرار میگیرد. بنابراین توضیحات اسلام به عنوان دینی جهان شمول و دارای ایدئولوژی و تفکر خدامحور که برای تمام زوایای زندگی انسان برنامه و هدف دارد، نه تنها تحصیل را امری ضروری میداند، بلکه از حیث جنسیت هیچگونه محدودیتی برای کسب آن قائل نشده و چه بسا زنان را به کسب علم هم تشویق کرده است؛ اگر در این موارد کوتاهی صورت گرفته باشد هم نه براساس ذات دین، بلکه بر اساس نگرشهای منفعتطلبانه و کوتهفکرانه نسبت به این امر بوده است.
مرحوم علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان، پس از نقل سرگذشت تاسف بار زن درطول تاریخ میگوید: «زن در تمام احکام عبادی و حقوق اجتماعی با مرد شریک است و در هر امری که مرد استقلال دارد، مانند ارث، کسب، معامله، تعلیم و تربیت و دفاع از حقوق و غیره زن هم مستقل است، مگر در مواردی که با مقتضای طبیعتش مخالف باشد.»(تفسیر المیزان، ج ۲، ص ۲۸۴، ترجمه ج ۲، ص ۳۸۳)
بررسی آیات و روایات
تمام آیات و روایاتی که درباره تحصیل علم و دانش وارد شده، همانند «یا ایها الناس » و «یا ایها الذین آمنوا» عمومی است و شامل زنان هم میشود. اسلام «علم» را نور و بینایی و «جهل» را ظلمت و کوری میداند. «قل هل یستوی الاعمی و البصیر ام هل تستوی الظلمات والنور» «بگو آیا چشم نابینای جاهل و دیده بینای عالم یکسان است؟ آیا ظلمات و تاریکی جهالت با نور علم و معرفت مساوی است؟» ( سوره رعد آیه ۱۶)
در آیه دیگر نیز میفرماید: «هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب» «آیا آنان که به سلاح علم مجهزند، با آنان که با جهل و نادانی دست به گریبانند، با هم برابرند؟ فقط اندیشمندان تفاوت این دو گروه را درک میکنند و امتیاز آنان را باز مییابند.» ( سوره زمر، آیه ۹)
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز فرمودهاند: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم» وقتی علم در دیدگاه اسلام نور و بینایی است، دستیابی به آن بر هر مسلمانی فرض است. آیا میتوان گفت از منظر اسلام تنها بر مردان لازم است که از ظلمت خارج شوند و به روشنایی برسند، اما زنان چنین وظیفهای ندارند و باید همچنان در ظلمت جهل و نادانی باقی بمانند؟!
«زنان صدر اسلام نه تنها از حق تحصیل دانش برخوردار بودند، بلکه این حق را هم داشتند که به تعلیم و نشر دانش بین زنان و مردان بپردازند و در بین آنان معلمان و استادانی در بخشهای مختلف علوم اسلامی وجود داشت، به ویژه در زمینه علم حدیث که زنان میتوانستند در آن رشته به درجه استادی نایل شوند و در این باره با محدثان و حافظان بزرگ به رقابت برخیزند و نمونه بارزی در امانت و عدالت باشند. کار زنان محدث به جایی رسید که علما و ناقدان حدیث اعتبار و اعتماد کاملی برای آنان قایل شدند و بسیاری از بزرگان دانشمندان مشهور اسلام نتوانستند به این مرتبه از اعتماد نایل شوند.» (الهامی،۱۳۷۹، ص ۱۲۴)
«استادان زن غالبا در مساجد و یا اماکن عمومی به تدریس و بیان حدیث میپرداختند و شنیدن حدیث و مسایل علمی در محضر زنان در خانهها و با اجازه از همسران ایشان صورت میگرفت.» (غنیمه،۱۳۶۴، ترجمه کسایی ، ص ۳۶۹)
جایگاه کسب علم در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
با توجه به تاکید دین اسلام مبنی بر توسعه علمی و کسب دانش در بین عموم مردم، قانون اسـاسی جمهوری اسلامی ایـران نیـز بـه حـق بـرخورداری از آمـوزش و تحصیل و فرصتهای ضروری جهت شکوفایی استعدادها و اعتلای مادی و معنوی افراد توجه ویژه داشته است؛ پس از انقلاب اسلامی این سیاست در بخش آموزش و پرورش و آموزش عالی ایران پیگیری و ضمن ایجاد امکان بهرهمندی مساوی از فرصتهای تحصیلی برای زنان و مردان، طرح رفع محدودیت پذیرش داوطلبان دختر در برخی رشتههای دانشگاهی از سوی شورای فرهنگی اجتماعی زنان پیشنهاد شد و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.
زنان تحصیل کرده در اجتماع
نقش زن یا دختر تحصیلکرده را در ازدواج به سه سطح میتوان تقسیم کرد: نقشهاى پژوهشى؛ نقشهاى آموزشى و نقشهاى مدیریتى و سیاستگذارى.
الف) نقشهاى پژوهشى: این افراد مسائل پیش از تشکیل زندگى مشترک، آغاز آشنایى، عشقورزى، خواستگارى و مرحله گذار از خواستگارى به زندگى مشترک را با نگاهی پژوهشی مورد مطالعه جدی قرار میدهند. در خصوص مسائل زنان، خواسته و نیازهایشان در زندگی مشترک و نوع نگاه و انتظارشان بخصوص در زمینه تشکیل خانواده به مطالعه و تحقیق میپردازند و از آنجا که خود از جنس زنان هستند، میتوانند مسائل زنان را ملموستر و دقیقتر مورد بررسى قرار داده و عمیقتر به دغدغه هاى روحى و فکرى دختران و زنان بپردازند.
ب) نقشهاى آموزشى: در این زمینه، زنان تحصیلکرده با حضور در مراکز آموزشى و دانشگاهى و دبیرستانى و آموزشگاههاى مشاوره خانواده، مسائل مربوط به ازدواج را به نسل جوانتر و بخصوص دختران آماده ازدواج منتقل مینمایند؛ از منابع مکتوب و پژوهشى بهره میبرند و با حضور چهره به چهره در جلسات خاص آموزش مسائل خانوادگى، به صورت عینى به مباحث ضرورى و پرسشهاى اساسى مخاطبان پاسخ مىیدهند و دختران را براى انتخاب آگاهانه شریک زندگى و تشکیل صحیح نظام خانواده یارى مىینمایند.
ج) نقشهاى مدیریتى و سیاستگذارى: تأثیرگذارى زنان تحصیلکرده بر نظام خانواده از تشکیل تا پس از آن، به فعالیتهاى علمى خلاصه نمىشود و شایسته است که زنان تحصیلکرده و داراى تخصصهاى لازم درصدد آن باشند که در نهادهاى غیررسمى (مدنى) و رسمى (دولتى به معناى عام) به مدیریت مباحث و مسائل زنان بپردازند و به تأثیرگذارى در فرآیند تقنین (با حضور در مجلس) و اجرا (با حضور در قوه مجریه) و قضا (حضور در تشکیلات قوه قضاییه)، مسائل زنان را اولاً طرح نمایند و زنده نگه دارند؛ زیرا هیچکس بهتر از زنان نمىتواند از حقوق خودشان دفاع کند و این دفاعیه نیز بخصوص بر عهده زنان تحصیلکرده است. ثانیاً، تأسیس نهادهاى مدنى و طرح سیاستها و برگزارى تجمعات و صدور قطعنامه ها و طرح کردن آنها براى مسئولان ذیربط، از تلاشهایى است که نیاز به مدیریتهاى جدى و کارشناسى دارد و زنان تحصیلکرده در این میدان، ستون فقرات فعالیتها هستند. (البته دامنه این فعالیتها، قبل از تأسیس خانواده و پس از آن میتواند متغیر باشد. ( منصور نژاد، فصلنامه بانوان شیعه، بهار ۸۴)
رسالت زن در حوزه خانواده و اجتماع
چهرهای که دین اسلام از زن به تصویر میکشد، چهره یک انسان کامل است که در همه ابعاد انسانی با مرد برابر است. به عبارتی تمام شایستگیها و استعدادهایی که خداوند برای مردان در پیمودن راه کمال و سعادت قرار داده در وجود زنان نیز قرار داده است. خانواده هسته اصلی رشد و تعالی انسان و زن کانون و محور اصلی این نهاد محسوب میشود. خانواده در ایجاد آرامش روحی و روانی در جامعه اهمیت بسزایی دارد. قرآن کریم به نحو شایستهای به این موضوع میپردازد و یکی از نشانههای الهی را ایجاد مودت و رحمت میان زن و شوهر میداند. رهبر انقلاب اسلامی یکی از علل مهم ضرورت توجه به موضوع زن را نقش اساسی و محوری زن در خانواده میدانند: «در نگاه اسلام، خانواده پایه بسیار مهم و سلول اصلی جامعه است؛ به گونهای که بدون بهرهمندی از خانوادهای سالم، سرزنده و بانشاط، امکان پیشرفت جامعه بخصوص پیشرفت فرهنگی وجود ندارد و اینگونه خانوادهها نیز بدون حضور زنان مومن و فهیم شکل نمیگیرد و استمرار نمییابد.»
حضرت امام «ره» نیز در این باره میفرمودند زنان به تربیت انسانها که همانا شغل انبیاء است، اشتغال دارند. دامن زن بهترین و بالاترین مکتب و مدرسه برای تربیت اولاد است و زن به بزرگترین و مهمترین شغل عالم که تربیت و بزرگ کردن کودک و تحویل او به جامعه است، اشتغال دارد. قرآن مجید هنگامی که احترام به پدر و مادر را بازگو میکند، برای گرامیداشت مقام زن و اهمیت نقش تربیت او، نام مادر را جداگانه و مستقل مطرح میکند؛ لکن با همه حقشناسیها و تجلیلهای مشترک پدر و مادر هنگامی که میخواهد از زحمات آنها یاد کند، از زحمت مادر سخن میگوید و نه از زحمت پدر. زن در مقام تربیت همانند معلّمی است که دو وظیفه اساسی دارد: یکی اصلاح خود و دیگری اصلاح فرزندان و متعلمان خویش؛ زیرا مادر به دلیل نزدیکی تنگاتنگ با کودک در دوران جنینی و در سالهای مهم و اولیه شکلگیری شخصیت، بر جسم و جان و افکار و اندیشهها و ارزشهای کودک به عنوان نخستین الگو تأثیر میگذارد و برای تأثیرگذاری مثبت و مطلوب مادر بر کودک، خود باید آراسته به کمال، تقوا، تهذیب نفس، اخلاق نیکو و عمل ثواب باشد؛ در این شرایط است که به تعبیر امام(ره) مبدأ همه سعادتها از دامان زن بر میخیزد.
بنابراین مهمترین رسالت زن در خانواده را میتوان نقش تربیتی وی دانست؛ افعال و عملکرد زن به طور مستقیم بر روی همسر و فرزندان وی تاثیرگذار است. این نقش تربیتی خود مستلزم افزایش دانش، بینش و توانمندیهای زنان در سایه علمآموزی و تعلیم میباشد. در عرصه اجتماع هم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
حضرت امام (ره) با تاکید بر حضور اجتماعی و مشارکت زنان در اجتماع محورهای حضور زنان را تبیین کرده و میفرمودند: «یکی از محورهایی که در حضور اجتماعی بانوان مورد تأکید است مسئله مشارکت سیاسی آنهاست. زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهوری اسلامی باید رأی بدهند، همانطوری که مردان حق رأی دارند، زنها هم حق رأی دارند. همانطوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند و در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردان باشند.»
یکی دیگر از صحنههای مشارکت فراگیر، مسئله سازندگی همهجانبه کشور است که هیچکس نباید و نمیتواند تردید کند که بدون حضور فعال بانوان، جامعه اسلامی بتواند در این امر توفیق کامل به دست آورد. «همه ملت ایران بخصوص زنان باید خرابههایی که برای ما گذاشتهاند را بسازند؛ زنان شیردل و متعهد همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداخته، چنانکه به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداختهاند. یکی دیگر از عرصههای حضور اجتماعی که بانوان از نظر دینی وظیفه دارند در آن مشارکت نموده و فعال باشند تلاش در عرصه فرهنگی به معنای وسیع کلمه است. شما میدانید که فرهنگ اسلام در این مدّت مظلوم بود. این فرهنگ را باید زنده کرد و شما خانمها همانطوری که آقایان مشغول هستند، همانطور که مردها در جبهه علمی و فرهنگی مشغول هستند، شما هم باید مشغول باشید.»
نظارت فعال و متعهدانه بر آنچه در جامعه اسلامی میگذرد، وظیفه شرعی همه افراد جامعه بخصوص زنان است. باید همه افراد بخصوص زنان در مسائل اجتماعی و سیاسی وارد باشند و ناظر؛ هم به مجلس ناظر باشند هم به کارهای دولت ناظر باشند و اظهار نظر بکنند.» ( چراغ چشم ، ۱۳۸۵، ص ۲)
نقش تربیتی زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ زنان علاوه بر اینکه خود عضوی فعال در همه ابعاد هستند، انسانهای فعال اعم از مرد یا زن را نیز در دامان خود تربیت میکنند. فعالیتهای زنان در عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، سازندگی و تربیتی نیازمند رشد بینش فکری و عقیدتی زنان نسبت به جایگاه خود در درون اجتماع و رسالت و مسئولیتهای خویش در قبال حفاظت از ارکان فرهنگی جامعه میباشد؛ این امر بدون کسب مهارتها و دانش در سطوح عالی امکانپذیر نیست.
آموزش زنان دربافت فرهنگی ایران
انتخاب رشتههای دانشگاهی برای زنان بایستی از یک سو متناسب و مبتنی بر نیازها و واقعیتهای جامعه و از سویی دیگر مبتنی بر توانمندیها و استعدادهای زن بوده و به رسالت و مسئولیت اصلی زن در اجتماع و خانواده توجه داشته باشد؛ رسالت و مسئولیتی که شارع مقدس برای زن در نظرگرفته و با باورهای فرهنگی و زمینههای فرهنگی جامعه ایرانی نیز هماهنگ باشد. در این راستا لازم است در ابتدا زنان خود درک درست و واقع بینانهای از تکالیف و حقوق خود در درون خانواده و اجتماع داشته باشند و از سویی دیگران نیز این بایستهها را شناخته و پذیرفته باشند. همانطور که اشاره شد، مهمترین نقش زن در درون خانواده و البته تا حدی اجتماع نقش تربیتی زن است؛ این نقش بسیاری از نقشهای دیگر زن و البته نقشهای مردانه را تحت پوشش قرار میدهد، بنابراین لازم است که رشتههای دانشگاهی متناسب با این خصوصیت و توانمندی زنانه و با در نظر گرفتن مبانی تحکیم بنیان خانواده و ایجاد الگویی شایسته از زن مسلمان صورت بپذیرد.
از سویی دیگر، زن به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده بعد از ازدواج بایستی در مشکلات و مسائلی که خانواده با آنها رو به رو میشود در کنار همسر و فرزندان خود به چارهاندیشی برای حل مسائل بپردازد. بنابراین تعمیق بینش و استدلال منطقی زن در حل بحرانها که بتواند به دورازهیجانزدگی و احساساتی برخورد کردن با مسائل روبه رو شود، خود نکتهای است که نباید از آن غافل شد. رشتههای دانشگاهی امروزه بسیار گسترده و متنوع است و البته همه این رشتهها با هدف ارائه یک سری دانستهها و اطلاعات به زنان در حوزه اجتماع و صرفا جهت کاریابی میباشد. گاهی هم آموزشها نه تنها کارآمد نبوده، بلکه باعث جدایی زن از تکالیف اصلی خود میشوند. بنابراین آموزش برخورد و حل مسائل مختلفی که یک زن در درون خانواده و یا دردرون اجتماع با آنها مواجه میشود بسیار حائز اهمیت است. همچنین زنان باید آموزشهای لازم را در خصوص مسائل مبتلا به، در دوران تجرد و بعدها ازدواج و مسائل خانوادگی ببینند. تا با توجه به نقش تربیتی خود در درون خانواده و از آنجا که زنان نقش بسیار مهم و پر رنگی در تحکیم بنیان خانواده دارند بتوانند به خوبی از عهده این مهم برآیند و بتوانند خانواده خود را از هر نظر در مسیر درستی هدایت کنند.
همسری و مادری دو نقش اصلی زن در درون خانواده است که متاسفانه در بسیاری از برنامهریزیها برای زنان در سطوح عالی تحصیلی در نظر گرفته نمیشود؛ زنان امروزه در حالی به سراغ تشکیل خانواده میروند که تهی از هرگونه آموزش درست و اصولی دراین زمینه هستند. در گذشته این آموزشها هر چند اندک از مادر و مادربزرگ به زن جوان خانواه منتقل میشد، اما امروزه با گسترده شدن جوامع، نه دیگر آن امکان برای آموزش وجود ندارد و نه زنان به دلیل اشتغالات گوناگون فکری به سراغ این مسائل میروند، بنابراین برای داشتن خانوادهای سالم و موثر دراجتماع این آموزشها بسیار لازم است. البته بهترین راهحل آن هم ارائه و تعریف رشتههایی متناسب با این دانستهها و اطلاعات برای زنان میباشد.
امورفرهنگي،ورزشي ،اجتماعي ، تاریخی ، خبر ،گزارش ، مطالب مفيد و نيز عكسهاي ديدني بارعايت تمام جوانب در وبلاگ توسط اعضاء وبلاگ در ج مي شود.